نمایش یک نتیجه

نمایش 9 24 36

حقيقت محمديه و عيسی مسيح در انديشه ابن عربی و اکهارت

90000 تومان
بر روی پشت جلد این اثر آمده است: بنشسته در چشم دو عارف معروف، ابن عربی و اکهارت، شرح ماجرای گذشته، حال و آینده انسان را به تماشا می نشینیم. سرنوشت فرد انسان بازبسته به سرنوشت انسان الوهی است؛ موجی است از آن دریا. از دل او برآمده و به او باز می گردد تا او نیز وی را به همان مبدأ و مقصدی رهنمون شود که از آنجاست و به سوی او رهسپار است.در نظر این دو عارف آنگاه که ایستاده بر بام هستی لب به سخن می گشایند، انسان الوهی فارغ از الوهیت نیست و اصولا این و آنی در کار نیست. کتاب حاضر ماجرای انسان را به مثابه برگی از دفتر الوهیت روایت می کند.این کتاب در چهار فصل تنظیم شده است؛ نظرگاه مشترک برای تحقیق در حقیقت محمدیه و عیسی مسیح، جایگاه حقیقت محمدیه در وجودشناسی ابن عربی، جایگاه عیسی مسیح در وجودشناسی اکهارت؛ حقیقت محمدیه و عیسی مسیح در اندیشه ابن عربی و اکهارت و مقایسه جایگاه حقیقت محمدیه و جایگاه عیسی مسیح عناوین این فصول هستند.پرسش های اساسی انسان در ارتباط با حقیقت محمدیه و عیسی مسیح، اندیشه یونانی و تأثیر آن بر عرفان مسیحی و اسلامی، ارکان الگوی وجودشناختی واحد برای عرفان های یونانی؛ مسیحی و اسلامی از مهم ترین موضوعات بحث در فصل اول این اثر است.حقیقت محمدیه در الوهیت، حقیقت محمدیه در عالم، حقیقت محمدیه و رجعت موجودات به اصل خویش هم اهم مباحث مورد بحث و بررسی در فصل دوم این کتاب است. در فصل سوم با عنوان جایگاه عیسی مسیح در وجودشناسی اکهارت هم موضوعاتی مانند عیسی مسیح در مرتبه الوهیت، عیسی مسیح و خلقت، عیسی مسیح و مراحل سیر انسان به سوی اصل خویش و ... مورد نظر مؤلف بوده است.در فصل آخر هم با عنوان مقایسه جایگاه حقیقت محمدیه و جایگاه عیسی مسیح هم مباحثی مانند حقیقت محمدیه و عیسی مسیح به عنوان کلمه خداوند، حقیقت محمدیه و عیسی مسیح به عنوان صورت خداوند، جایگاه اصالتا خلقی حقیقت محمدیه و جایگاه اصالتا الوهی عیسی مسیح، حقیقت محمدیه و عیسی مسیح به عنوان واسطه فیض، نسبت بین حقیقت محمدیه و حضرت محمد(ص) در مقایسه با ... و تقرب به تثلیث از سوی ابن عربی و تقرب به توحید از سوی اکهارت مورد نظر نویسنده بوده است.مقدمه شامل مباحثی مانند مفهوم عرفان، مطالعه تطبیقی به شیوه الگوسازی نظری و نگاهی به محتوای فصول و سخن پایانی و کتابنامه هم از دیگر مباحث این کتاب است.در بخش سخن پایانی آمده است: ابن عربی و اکهارت به رغم اینکه پیرو دو دینی هستند که آموزه هایشان گاه تعارض های اساسی با یکدیگر دارند، الگوهای هستی شناختی واحدی را در پیش می کشند که در آن، خدا و جهان و انسان، جایگاه کمابیش یکسانی دارند. این یکسانی یا همسانی از باب تصادف یا توارد نیست، بلکه از تک سرچشمه ای نشأت می گیرد که در امتداد تاریخی خود بر هر دو اندیشه جاری شده است یعنی تک سرچشمه عرفان یونانی. وحدت سرچشمه موجب شده است که این دو اندیشمند با دور شدن از آموزه های مرسوم دین خود، که کمرنگ شدن اختلاف میان دینی شان را در پی داشته، لفظ ابراهیمی بر زبان جاری کنند و معنای یونانی از خدا طلب کنند.